در هدف گذاری برای آینده به نتیجه فکر کنید و نه اقدامها
صد روز پشت سرهم میخام برم باشگاه
این هدفه واقعا یا نه؟
توو این ویدیو میخام بهت یه نکته ای رو بگم که راحت تشخیص بدی هدفات واقعا هدفه یا نه!
نکتهای که توو اینجا درباره هدف گذاری میگم، ممکنه خیلی واضح باشه؛ اما اگر برنامه ریزی های گذشتهی خودت یا دوستاتو بررسی کنی، میبینی که خیلی بهش بیتوجهی شده.
فرض کنید یکی از دوستان شما میگوید که هدف زیر را برای خود تعیین کرده است:
میخواهم توی یک سال آینده، هر روز یه نون سنگک تازه بخرم.
یا دوست دیگری چنین هدفی را تعیین کرده است:
میخواهم صد روز متوالی، برم باشگاه.
احتمالاً این نوع هدف گذاری را یک شوخی در نظر خواهید گرفت.
اما آیا هدف گذاری برای یاد گرفتن یک فعل انگیسی در روز تفاوت قابل ملاحظهای با مثال های قبلی دارن؟
همهی این هدفها از جنسِ وظیفه (Task) یا اقدام (Initiative) هستند.
اقدامها به خودی خود، معنا ندارند؛ مگر اینکه در بسترِ یک هدف تعریف شوند:
خرید نان سنگک تازه یا صد روز متوالی رفتن به باشگاه ، وقتی معنا پیدا میکنه که بدونیم شما برای تغییر سبک زندگی خود هدف گذاری کردین و اینا یکی از اقدامهاییه که توو این راستا در نظر گرفتین.
یاد گرفتن فعل یک اقدام است و اگر هدف گذاری شما بر مبنای کسب امتیاز مشخصی در تافل یا آیلتس باشد، یا با خودتان قرار گذاشته باشید که یک سال بعد، بتوانید کتاب مورد علاقهی خود را به زبان اصلی و به صورت روان بخوانید، معنا پیدا میکند.
مرز مشخص و شفافی هم بین اقدام و هدف وجود نداره
اما یک نکته ی کلی اینه که اگه یه اقدام مشخصو برای بقیه توضیح بدین، ممولا قانع نمیشن
و راحتترش اینه که هر موقه شک کردین بین این دو از خودتون این سوالو بپرسین : خب که چی؟
اگر براش جواب داشتین، جوابتون میشه هدف.
به شکل دیگری هم میتوانیم بگوییم که ارزش اقدامها در این است که رسیدن به یک خواستهی معنادار را تسهیل میکنند.
دیدگاهتان را بنویسید